تبلیغات
-وبلاگ تخصصی هیپنوتیزم - دکتر دارابی. 44030719 - -یوگا و روانشناسی

در اندرون من خسته دل ندانم کیست که من خموشم و او در فغان و در غوغاست

-یوگا و روانشناسی

تاریخ:پنجشنبه 5 آبان 1390-10:34 ب.ظ


 

یوگا و روانشناسی.


یوگا را می‌توان به عنوان یك سیستم علمی طراحی شده بررسی کرد که به پاكسازی بدن و ذهن از سموم تجمع یافته ایی که به علت انتخابهای نامناسب نحوه زندگی و الگوهای فكری منفی در بدن انباشته شده، کمک می کند.یوگا سیستمی است كه ریشه در هزاران سال تجربه عملی داشته و برای نتایج خود مستنداتی به همراه دارد، هدف از تمرینات یوگا تنها رهایی از بیماری های ذهنی نیست، بلكه دستیابی به مرحله‌ای است كه ذهن در رویارویی با احساسات پرآشوب امیال و رنجهایی كه در دنیا یافت می‌شود، در مرحله آرامش قرار گیرد. در این مقاله درباره علم روانشناسی یوگا می پردازیم . علم روانشناسی یوگا که در آن ذهن و آگاهی مورد مطالعه قرار می گیرد، موضوع گسترده ایی است كه بر درک و شناخت ذهن آدمی تمرکز دارد.
هنگامیكه روانشناسی یوگا را مطالعه می‌كنیم عمیقاً به رابطه ذهن و بدن پی برده و در جهت یكپارچگی این دو گام برمی‌داریم. اولین گام بزرگ در جهت زندگی بهتر درك و شناخت ذهن است. هدف،ایجاد زمینه برای درك عمیق و جز به جز این امر است كه یوگا در حکم یك علم به خودی خود عمل می‌‌كند و جهت درك ذهن در روانشناسی غرب نیز مکمل است . یوگا و سلامت ذهن اطلاعاتی را برای فراگیران یوگا، دانش‌آموزان و روانشناسان فراهم می‌كند كه در چگونگی تغییر و تبدیل بیماری‌های ذهنی به سلامت ذهن و بهبود روان، سودمند است.
تعریف سلامت انسان در تمام جنبه های جسمی، ذهنی، احساسی و روانی معنا می یابد اگر به تاریخچه چگونگی روش درمان انسان نگاهی بیافکنیم ، در می‌یابیم كه در زمان‌های قدیم یك درمانگر قادر بود به همان كیفیتی كه بیماری جسمی را درمان می‌كند بیماری روانی را نیز بهبود بخشد. تنها در قرن اخیر است كه اصول سلامتی به جنبه‌های جسمی، روحی و روانی تقسیم‌بندی شده است. بنابراین سلامت جسمی امروزه وابسته به علم پزشكی تخصصی است كه به طرز ویژه‌ای با بیماری های بدن مبارزه می‌كند. سلامت ذهنی نیز امروزه به طورگسترده‌ای مورد مطالعه مردم قرار گرفته است. اینكه عملكرد مغز چیست و عدم تعادل ذهنی چگونه می‌تواند با وسایل و امكاناتی كه امروزه در دسترس است درمان شود، اغلب جنبه‌های سلامت روانی است که کار در آن زمینه ها به افرادی اختصاص دارد كه در آن اطلاع دارند.
یوگا تنها مجموعه ایی از وضعیت‌های فیزیكی یا تمرینات ذهنی نیست. یوگا روش زندگی است كه می‌تواند توسط هر فردی در زندگی بکار گرفته شود. هنگامی كه به تار عنكبوت نگاه می‌كنیم، متوجه میشویم كه هرگاه حشره‌ای گرفتار تار می‌شود، هر چه بیشتر مبارزه و ستیز می‌كند، بیشتر گرفتار می‌شود در حالیكه عنكبوت آزادانه در طرف دیگر حركت می‌كند بدون اینكه با تار درگیر شود و این به دلیل این است كه یك طرف تار چسبناك است و طرف دیگر غیر چسبناك. این تجربه را می‌توان در رابطه با ذهن انسان یادآوری كرد. طبق اصول یوگا، دو مسیر در زندگی وجود دارد یكی پراوریتی و دیگری نی‌وریتی. پراوریتی عموماً درگیری و گرفتاری با دنیاست و نی‌وریتی تحت تاثیر قرار نگرفتن توسط دنیا، تلاش برای درك و فهمیدن جهان، معنویت و آگاهی كیهانی است.
پراوریتی و نی‌وریتی دو روی یك سكه هستند. درست مانند تار عنكبوت كه در یك طرف غیر چسبناک و در طرف دیگر چسبناك است. پراوریتی سمت چسبنده تار عنكبوت و نی‌وریتی سمت عادی و آزاد تار است. هنگامیكه ما درگیر دنیا می‌شویم استرس‌ها و تنش‌ها وابسته به آن اعم از درد، لذت، رضایت، عدم رضایت، لمس یا تجربه به ما روی می آورد. الگوی فكری ما، وابسته به طرز برخورد ما و نیز میزان آگاهی ما از خودمان است، كه چطور خود را از چرخه افكار ممتد رها كنیم. یوگا می‌گوید روشهای خاصی برای رهایی شما از سمت چسبناك ذهن وجود دارد برای متعادل سازی و هماهنگ كردن خودتان نیاز دارید كه كیفیات خاص و جنبه‌های طبیعی خودتان را گسترش دهید. ریلكسیشن یك روش اصولی است كه اجازه نمی‌دهد قفل‌ها و گیرها در ذهن و بدن تجمع پیدا كنند. پس از اینكه شما قادر شدید از لحاظ جسمی، ذهنی و احساسی خود را رها کنید، از طریق یوگا یاد می‌گیرید كه آگاهی شخصی را برای مشاهده عكس‌‌العملتان به دنیا، جامعه و خانواده وبا توجه به محدودیت‌ها، آرزوها و نیازهایتان افزایش دهید. شما آن كسی نیستید كه فكر می‌كنید. شما می‌توانید شروع به آموزش خود كنید و علیرغم همه مشكلات، خود واقعی‌تان را بشناسید. روانشناسی یوگا اصولی را برای رهایی شما از محكومیت زندگی توصیه می‌كند و شمارا به پا گذاشتن به مسیر آگاهی و بررسی خودتان جهت شناختن عمق وجودتان دعوت می کند. این راه بر اساس اصولی پایه‌گذاری شده است كه شما را قادر می سازد خود واقعی‌تان باشید. اما ابتدا باید خودتان را پیدا كنید و بشناسید. هنگامی كه یاد گرفتید از تمامی عقاید و آدابی كه شرایط اجتماعی به شما تحمیل كرده، خلاصی یابید، موفق خواهید شد ذات خود را از محكومیت رهایی بخشید. هرچند نباید فكر كنید كه كار آسانی است. رهایی روحی نیاز به این دارد كه شما با نادیده‌گرفته شده‌های روحی‌تان روبه رو شده و وارد اساس و ریشه آن شوید. شما باید با نقص‌های درونتان مواجه شوید و آنها را اصلاح كنید.
ذهن چیست؟ فرضیه های بسیاری وجود دارد. از عقاید متریالیستیك(ماده گرایی)كه معتقدند ذهن یكی از اجزاء مغز فیزیكی است، تا نظریات معنوی كه معتقدند ذهن تجلی آگاهی است، بنابراین در تك تك سلولهای ما وجود دارد.
روانشناسی یوگا علمی است كه ذهن را از مسیر یوگا و تمرکز بررسی می‌كند. هدف این نیست كه از جنبه عقلانی بدانیم ذهن چیست بلكه می‌خواهیم مستقیما ذهن را مشاهده و درك كنیم، در واقع آن را تجربه كنیم. ابزار بررسی روانشناسی یوگا آگاهی‌های درونی فردی و تمرکز است. در روانشناسی یوگا بدن و ذهن به عنوان یك واحد قابل مشاهده بررسی می‌شوند. بدن فیزیكی جنبه زمخت و كلی وجود است و ذهن جنبه زیرك آن، آنها جدایی ناپذیر هستند، بنابراین هنگامیكه ذهن رشد می‎كند شرایط جسمی نیز بهبود می‌یابد و برعكس.
در یوگا ذهن به عنوان یك فرایند پیچیده انرژی زا بررسی می‌شود كه به كمك رشد من درونی، با همه جنبه‌های درك و شناخت مبارزه می‌كند.
چگونه می‌توان ذهن را كنترل كرد؟ به چه وسیله می‌توان از انباشتگی ذهن جلوگیری كرد؟
ذهن چیزی بیرون از ما یا متفاوت از ما نیست. من ذهنم هستم و ذهن من خود من است. بدن و ذهن تنها وابسته به هم نیستند بلكه یك عضو واحد هستند. یك كلیت را تشكیل می‌دهند. روانشناسان سعی كرده‌اند رابطه بین ذهن و بدن را با تأكید بر اینكه آنها دو چیز متفاوت هستند، بررسی كنند. آنها متفاوت نیستند. برای یافتن اینكه ذهن و رابطه‌اش با بدن چیست، ما فقط می‌توانیم مقایسه كنیم. همه چیز در پایین یك تكه كوه یخی كه روی اقیانوسی قرار دارد مایع است و در بالا جامد. اما بخش مایع زیرین و بخش جامد رویی قابل تفكیك از هم نیستند. به طوری كه ما نمی‌توانیم مرزی برای هریك قائل شویم و مشخصاً بگوییم از كجا بخش جامد آغاز می‌شود. این حالت درست شبیه رابطه بین بدن و ذهن است. ذهن همان مایع است كه به بدن جامد تبدیل می‌شود و هیچ مرز مشخصی بین بدن و ذهن وجود ندارد. واكنش ما به دنیا پاسخی است كه با تمام شخصیت و وجودمان به عوامل بیرونی می‌دهیم. در این حالت اگر پاسخ نامناسبی به عوامل بیرونی بدهیم نمی‌توانیم مشخص كنیم كه این پاسخ مربوط به كدام بخش بوده است. ما با ذهن و بدن هردو به این عامل واكنش نشان داده‌ایم. آن چیزی كه به عنوان شخص یا فرد نامیده می‌شود تركیبی از ذهن و بدن است.
ذهن از عملكردش جدایی ناپذیر است. عملكردی كه همان ویریتی نام گرفته است. روشی كه ما به عوامل بیرونی واكنش نشان می‌دهیم. ما به دنیای بیرون با همه وجودمان واكنش نشان می‌دهیم. این واكنش ویریتی مركزی یا عملكرد روانی ماست. ویریتی‌ روشی است كه فرد از طریق آن دنیا را مشاهده می‌كند یا چیزها را تعبیر و تفسیر می‌كند. دو نوع ویریتی وجود دارد، نوع رنج‌آور و نوع بدون رنج. نگاه كردن و دیدن، ویریتی بدون رنج است ؛ تفسیر و تعبیر، ویریتی دردآور است. وقتی كه یك چیز با ارزش مثل طلا، نقره یا پول نقد در جلوی مردم قرار بگیرد همه مردم به یك شكل به آن نگاه خواهند كرد و همه می‌دانند كه آن چیز با ارزشی است. این یك درك و دریافت عمومی است و این یك ویریتی بدون رنج است اما ویریتی درد آور هنگامی است كه كسی بخواهد درست یا غلط مالك آن چیز با ارزش شود. مشاهده یا دیدن هر چیزی یك ویریتی بدون رنج است، اما هر حسی مانند مالك بودن ، احترام گذاشتن ، عشق ورزیدن ،تنفر داشتن و غیره ویریتی‌های دردناك هستند. در واقع این ذهن است كه یك ویریتی بدون رنج را با تعبییر و تفسیر به یك ویریتی درد آور تبدیل می‌كند.
طبق نظر سوآمی ساتیاناندا هر عملی یك انرژی دارد. در پایان هر عمل و انرژی مربوط به آن، دانه‌ای در نیمه‌آگاه كاشته می‌شود، كه حافظه آن عمل است. این دانه‌ها همان ساماسكاراها در یوگا و الگوی اولیه در روانشناسی هستند. ذهن روشی برای دفن خاطرات ناخوشایند و تجربیات منفی در عمق خود دارد. بنابراین ذهن نیمه‌آگاه حافظه‌ای از تجربیات و افكار و احساسات منفی بیشماری است. هیپنوتیزم بخش مهمی از روانشناسی است كه طی آن مطالبی كه در ناخودآگاه پنهان شده بودند، كشف شده و رها می‌شوند. یوگا راه دیگری مشابه روش قبلی به نام آنتارمونا دارد(سكوت درون). آنتارمونا تكنیكی در یوگا است كه همانند روش قبلی در روانشناسی عمل می‌كند(هیپنوتیزم). دو تفاوت اساسی بین هیپنوتیزم و آنتارمونا در یوگا وجود دارد. در آنتارمونا شما خود روانشناس خود هستید و شخص دیگری این كار را برای شما انجام نمی‌دهد. دومین تفاوت مهم این است كه در آنتارمونا هدف آگاه بودن كامل، طی تمرین است كه در هیپنوتیزم اینگونه نیست. این تكنیك یوگا به فرد می‌آموزد كه افكار را از ناخودآگاه بوسیله تحریك آنها و سپس مشاهده الگوی آنها خارج كند.
سوآمی ساتیاناندا می‌گوید: هنگامی كه افكار به درون ذهن می‌آیند، شما می‌توانید با یاد گرفتن اینكه بدون قضاوت آنها را مشاهده كنید، خط بطلان روی آنها بكشید. اگر شما درگیر آن بشوید دوباره این افكار باز می‌گردند و انرژی آنها مجدداً ذخیره می‌شود. بنابراین تأكید می‌شود كه الگوهای فكری مشاهده شوند و سپس افكار بی‌ارزش دور ریخته شوند. در آنتارمونا شما یاد می‌گیرید كه ذهن را همانطور كه در لحظه است ببینید و وارد مرحله بدون فكری شوید. این تكنیك یوگا هنگامی كه یاد گرفته می‌شود به برطرف كردن عمیق‌ترین ترس‌ها و مشكلات عصبی كمك می‌كند و آرامش و آسایش را در زندگی روزمره شما می‌آورد. شما می‌توانید یاد بگیرید كه با سطح روانی آگاهی خود كه اساس همه رویاها و الهامات است، رابطه برقرار كنید.
برای درك دلیل همه درگیری‌ها و بیماریهای ذهنی ما باید بدانیم كه ذهن دارای دو بخش آگاه و نیمه‌آگاه است. درگیری‌ها و آشفتگی‌های ذهنی به این دلیل رخ می‌دهند كه ما نمی‌توانیم آگاهی‌هایمان را با آنچه كه در عمق ذهن رخ می‌دهد هماهنگ و سازگار كنیم. علاوه بر این ذهن نیمه‌آگاه جایگاه افكار منفی نیز است كه دائماً در حال درگیری و نزاع با هم هستند.
هدف روانشناسی یوگا(و همچنین روانشناسی مدرن تا آنجا كه ما می‌دانیم)اصلاح این درگیری‌ها و هماهنگ نمودن آنها با ذهن آگاه است.


تهیه و تدوین: آنیتا ملكی

منبع:navayoga.com


کلمات کلیدی=هیپنوتیزم و یوگا-یوگا تراپی-متخصص یوگا-دکتر روانشناس بالینی-هیپنوتیزم درمانگر-هیپنوتیزم درمانی-رواندرمانی با یوگا-هیپنوتیزم و یوگا.





داغ کن - کلوب دات کام
نظرات() 




Admin Logo
themebox Logo
سایت مقالات هیپنوتیزم و هیپنوتراپی-