تبلیغات
-کلینیک(مطب) تخصصی هیپنوتیزم و رواندرمانی دکتر دارابی-44030719

-کلینیک(مطب) تخصصی هیپنوتیزم و رواندرمانی دکتر دارابی-44030719

-سایت تخصصی هیپنوتیزم ، روانشناسی و هیپنوتراپی.تلفن مطب 44030719


در حالت خود هیپنوتیزم چه حال و احساسی داریم؟

کلینیک هیپنوتراپی و رواندرمانی دکتر دارابی خدمات زیر را ارائه میدهد:

=========================

1-درمان اختلالات روان نژندی (neurotic)با هیپنوتراپی و رواندرمانی.

(منظور از اختلالات روان نژندی شامل اختلالاتی میشود که بیمار از آن رنج میبرد و از آن آگاه است و در صدد درمان آن برمی آید ،مثل اضطراب و دلشوره،افسردگی،وسواس،فوبیا یا هراس،حمله های وحشت یا پانیک و...).

2-درمان بیماریهای روان-تنی و جسمانی شکل(somatization&somatoform ).

این اختلالات شامل بیماریهای جسمانی می شود که ریشه روانی دارد.مثل بیماریهای پوستی،دردهای جسمانی با ریشه روانی،ناراحتیهای گوارشی،ناراحتیهای قلبی و...

3-درمان مسائل شخصیتی یا اختلالات شخصیت(البته به همراه رواندرمانی).

مشکلات شخصیتی که همان اختلالات شخصیتی است ، بیش از ده اختلال را شامل میشود که مهمترین آن اختلال شخصیت مرزی یا borderline   و اختلال شخصیت خودشیفته  یا narcistic و اختلال شخصیت پارانویید است.

4-درمان اختلالات دیگر مثل ناخن جویدن ، چاقی و لاغری و...

در پایان خاطر نشان شود که در بیشتر موارد هیپنوتیزم به تنهایی خاصیت درمانی ندارد بلکه باید در کنار رواندرمانی استفاده شود.

موفق باشید و سلامت.

=========================================


هیپنوتیزم چیست؟از هیپنوتیزم چه می دانید؟

روی یک صندلی راحت که تکیه‌گاه سر دارد، بنشینید. اگر کفشتان تنگ است از پا در آورید یا بندهایش را شل کنید. در راحت‌ترین حالت ممکن قرار گیرید تا به راحتی بتوانید اعضای بدنتان را حرکت دهید. دست‌هایتان را به هر صورت که مایلید قرار دهید.


اکنون از پنج تا یک بشمارید و آرام چشم‌هایتان را ببندید. آرام و عمیق نفس بکشید. اجازه دهید تا ریه‌هایتان کاملا از هوا پر شود. چند ثانیه هوا را در سینه‌تان حبس کنید و سپس به آرامی هوا را بیرون دهید. روی نفس‌هایتان تمرکز کنید. مسیر هوا را که از بینی وارد ریه‌ها می‌شود در ذهنتان تجسم کنید. روی خنکی نوک بینی‌تان تمرکز کنید.
 هوای سرشار از اکسیژن از بینی وارد مسیر هوایی می‌شود، نوک بینی شما را خنک می‌‌کند و وارد ریه‌هایتان می‌شود. ریه‌های شما با هر دم پر از اکسیژن می‌شود. اکسیژن بیشتر شما را سبک و سبک‌تر می‌کند.  به حسی که در هنگام دم روی پوست شکمتان احساس می‌کنید، تمرکز کنید. به نفس کشیدن ادامه دهید. شما لحظه به لحظه اکسیژن بیشتری را وارد بدن می‌کنید در نتیجه همه بدن شما از جمله ماهیچه‌هایتان سرشار از اکسیژن می‌شود. کم‌کم، ریلکس و سبک می‌شوند... عمیق‌تر نفس بکشید و اجازه دهید بدنتان سبک و سبک‌تر، شل‌تر و شل‌تر، آزاد و آزادتر شود... شما هیپنوز شده‌اید!


هیپنوز یک پدیده نرمال مغزی است. مغز انسان پنج حالت مختلف را تجربه می‌کند.



1- بیداری: شما در بیداری می‌بینید یا می‌شنوید و به تحریکات اطراف واکنش نشان می‌دهید.

2- خواب: در خواب چشمان شما نمی‌بینند، گوش‌هایتان نیز نمی‌شنوند، به تحریکات اطراف نیز واکنشی نشان نمی‌دهید مگر آنکه تحریکات بیرونی از آستانه خواب شما بیشتر باشد. خواب حالت رویایی مغز است. مغز شما در خواب اتفاقات روز را آنالیز می‌کند و شما آنها را به صورت رویا می‌بینید.

3- بی‌هوشی: برخلاف خواب و بیداری که پدیده‌های طبیعی مغزی هستند، بی‌هوشی یک حالت غیرطبیعی است. در این حالت که توسط دارو یا بر اثر ضربه به مغز یا شوک بوجود می‌آید، مغز قدرت دریافت سیگنال‌های عصبی را از دست می‌دهد. بنابراین در بی‌هوشی، شدیدترین دردهای جراحی نیز حس نمی‌شود.

4) Delirium : این حالت که به آن اصطلاحا سرسام نیز می‌گویند، حالت دیگری از مغز است. در این حالت فرد کارهایی انجام می‌دهد که مغز آنها را ثبت نمی‌کند. برخی از بیماران روانی ممکن است دست به اقداماتی بزنند نظیر پرخاشگری، که اگر از مدتی از آنها سوال شود چیزی به یاد نمی‌آورند.

5- هیپنوز: هیپنوز حالتی از مغز است که در هیپنوتیزم رخ می‌دهد. در این حالت سه ویژگی تمرکز، انفکاک و تلقین‌پذیری برای فرد اتفاق می‌افتد. به این معنا که فرد ابتدا روی یک موضوع تمرکز می‌کند. این تمرکز بالا سبب جذب او و انفکاکش از محیط پیرامونش می‌شود. البته در همین انفکاک می‌تواند پیام‌ها و تحریکات محیطی را نیز دریافت کند و در صورت لزوم به آنها پاسخ دهد. در عین حال فرد هیپنوز شده از تلقین‌پذیری بسیاری نیز برخوردار خواهد شد.

ممکن است شما در طول روز بارها و بارها هیپنوز شوید. به این حالت هیپنوز خود به خود یا “Alert hypnose” می‌گویند. تصور کنید که شما درگیر یک مساله فکری شده‌اید و روی آن تمرکز کرده‌اید. در عین حال دارید در مسیر خود رانندگی می‌کنید. شما بدون اینکه بدانید دنده عوض می‌کنید و در مسیر خود به تحریکات ترافیکی بیرونی واکنش نشان می‌دهید. اما غرق در افکار خود هستید و زمانی به حال خود برمی‌گردید که به مقصد رسیده‌اید و یا یک محرک قوی شما را به حال خود آورده است. ممکن است این مساله فکری آنقدر عمیق باشد که حتی شما ناخودآگاه اشک هم بریزید. در این حالت شما هیپنوز شده‌اید و سه پارامتر تمرکز، انفکاک و تلقین را تجربه کرده‌اید. همه ما هیپنوتیزم خودبخود را در هنگام تماشای یک فیلم سینمایی نیز تجربه کرده‌ایم. چنین تجربه‌هایی در مورد کودکان به هنگام تماشای کارتون‌های مورد علاقه‌شان یا بازی بیشتر رخ می‌دهد، چرا که کودکان از هیپنوتیزم‌پذیری بالایی برخوردار هستند. در حالتی دیگر امکان دارد که شما به کمک یک درمانگر یا فردی که هیپنوتیزم را می‌شناسد، هیپنوز شوید.

هیپنوتیزم چه اهمیتی دارد؟
بدن انسان در شرایط هیپنوز ویژگی‌های خاصی دارد. هورمون‌های ویژه‌ای در بدن ترشح می‌شود و سیگنال‌های مغزی انسان در حالت آلفا، بتا یا حتی صریح‌تر از آن گاما قرار می‌گیرد. بدن شل و ریلکس می‌شود و اسپاسمی در عضلات رخ نمی‌دهد. ضربان قلب بسیار عادی و نرمال می‌شود. تنفس منظم و عمیق می‌شود.

سطح اکسیژن خون بالا می‌رود و خون‌رسانی به طور مرتب به همه نقاط بدن صورت می‌گیرد. فرد هیپنوز شده یک آرامش عمیق را احساس می‌کند و اضطراب و استرس از وی دور می‌شود.

این شرایط علاوه بر آنکه سبب می‌شود بسیاری از پارامترهای تشدید بیماری از بین رود، به سرعت بهبود و به بسیاری از بیماری‌ها نیز کمک شایانی می‌کند. این حالت خصوصا در بیماری‌های سایکوسوماتیک نمود بیشتری دارد. بیماری‌های سایکوسوماتیک یا روان تنها به دسته‌ای از بیماری‌ها گفته می‌شود که منشا روانی دارند.

بسیاری از بیماری‌های دستگاه گوارش، حساسیت‌ها، تظاهرات پوستی و... در اثر استرس تشدید می‌شوند. بنابراین به کمک هیپنوتیزم می‌توان استرس را از فرد دور کرد و به بدن او اجازه داد تا با سرعت بیشتری به درمان بیماری بپردازد.

البته نباید فراموش کرد که هیپنوتراپی به هیچ روی نباید جایگزین سایر درمان‌های متداول شود بلکه هیپنوتیزم به عنوان یک ابزار درمانی در کنار درمان‌های دیگر به فرد کمک می‌‌کند تا زودتر و راحت‌تر از بیماری‌ خود شفا یابد.

 نکته درمانی دیگری که در هیپنوتیزم باید به آن توجه کرد آن است که همانطور که گفته شد در هیپنوتیزم تلقین‌پذیری فرد بالا می‌رود. از همین رو می‌توان بنا به تشخیص درمانگر احساسات و ویژگی‌هایی را به فرد تلقین کرد تا به کمک آن بتواند به درمان بسیاری از بیماری‌ها و ناهنجاری‌های روانی خود از قبیل اعتیاد به مواد مخدر و الکل، سیگار کشیدن، پرخاشگری، سوءظن و بدبینی و... بپردازد.

 همچنین متخصصان هیپنوتراپ می‌توانند با کمک تکنیک‌های هیپنوتیزم به مراجعان خود آموزش دهند که چگونه می‌توانند با یک تکنیک ساده خستگی را از بدن خود دور کنند و با صرف مدت کوتاه، پر انرژی و شاداب به فعالیت‌های روزانه خود ادامه دهند.

 هیپنوتیزم همچنین به کاهش و کنترل درد نیز کمک بسزایی می‌کند. در سال 1970 یک بیمار در سوئد بدون بی‌هوشی و تنها با هیپنوتیزم مورد جراحی تیروئید قرار گرفت، بدون آنکه کوچک‌ترین دردی حس کند. در کشور سوئد این نیز با رشد آموزش تکنیک‌های هیپنوتیزم مورد توجه پزشکان و دندان پزشکانی هستند که تنها با کمک هیپنوتیزم به کنترل درد مراجعان خود می‌پردازند و حتی جراحی‌های دندان را بدون بی‌حسی انجام می‌دهند. زایمان بدون درد با هیپنوتیزم هم یکی دیگر از کاربردهای این روش است که در ایران هم بارها انجام شده است.
آیا همه افراد هیپنوتیزم میشوند؟
جواب این سوال منفی است. هیپنوتیزم در 95 درصد از افراد سالم که فاقد بیماری روانی هستند، امکان‌پذیر است اما پنچ درصد از افراد سالم جامعه به هیچ عنوان هیپنوز نمی‌شوند که این مساله به ژنتیک این افراد باز می‌گردد. ضمن آنکه بیماران روانی را نیز نمی‌توان هیپنوتیزم کرد.

در میان جمعیت 95 درصدی هیپنوتیزم‌پذیر نیز یک طیف را شاهد هستیم. 10 درصد از این افراد از هیپنوتیزم‌پذیری بالایی برخوردارند. به گونه‌ای که می‌توان بی‌حسی‌های عمیق را به آنها القاء کرد و بدون بی‌هوشی یا بی‌حسی آنها را مورد عمل جراحی قرار داد. 60درصد از این افراد نیز از هیپنوتیزم‌پذیری متوسط برخوردارند و می‌توانند به خوبی درمان‌های هیپنوتیزم را دریافت کنند.

25درصد باقیمانده از هیپنوتیزم‌پذیری ضعیفی برخوردارند اما همین گروه نیز می‌توانند در سطوح مختلف مورد هیپنوتراپی قرار گیرند. هیپنوتراپی باید تنها توسط درمانگران متخصص انجام شود  و پس از چند جلسه هیپنوتراپی، تکنیک‌های خود هیپنوتیزمی به فرد آموزش داده می‌شود تا او بتواند در شرایط مختلف با استفاده از این تکنیک، استرس و اضطراب خود را کاهش داده و درمان خود را کامل کند.

تکنیک‌های هیپنوتیزم متفاوت است و بسته به ویژگی‌‌ها و شخصیت فرد، درمانگر یک تکنیک را انتخاب می‌کند. هیپنوتیزم هیچ خطری برای فرد هیپنوتیزم شونده ندارد و تنها ممکن است فرد از حالت هیپنوز وارد خواب شود و پس از مدتی بیدار شود. در پایان باید گفت بسیاری از اعتقادات و باورهایی که در میان عامه مردم در مورد هیپنوتیزم وجود دارد، مطالبی از قبیل اینکه می‌توان از فرد هیپنوز شده اعتراف گرفت یا القائاتی برخلاف باورها و اعتقادات فرد به او تلقین کرد شایعاتی بیش نیستند. همچنین اگر خود فرد نخواهد، به هیچ عنوان نمی‌توان او را هیپنوز کرد.
منبع:سایت همشهری جوان


زیگوند فروید بنیانگذار علم روانکاوی

==========================================

روانكاوی چیست؟

روانکاوی یکی از مکاتب رواندرمانی در روانشناسی به حساب می آید. بنابر این روانکاوی شکلی از روان درمانی است که بر عناصر ناهشیار یا ناخودآگاه تاکید میکند.بنابر این روانکاوی در حیطه علم روانشناسی قرار دارد و جدا از روانشناسی نیست.

هنگامی که مردم می پرسند که روانکاوی چیست معمولاً راجع به درمان می خواهند بدانند. بعنوان یک درمان، روانکاوی بر اساس  این مشاهده پایه گذاری شده است که افراد اغلب در مورد خیلی از عواملی که احساسات و رفتارهای آنها را تعیین می کنند آگاه نیستند. این عوامل ناخودآگاه که می توانند باعث خوشحال نبودن بشوند گاه بصورت علائم قابل مشاهده، ویژگی های شخصیتی  دردسرساز، مشکلات در کار کردن و ارتباطات عاطفی نزدیک، یا اختلال در خلق و عزت نفس بروز می‌کنند. چون این نیروها ناخودآگاه هستند، نصیحت دوستان و خانواده، مطالعه کتابهای خودآموز، یا حتی تلاش و تقویت اراده برای ایجاد آسودگی اغلب بی ثمر هستند. درمان تحلیلی نشان می دهد که این عوامل ناخودآگاه چگونه روی رابطه ها و الگوهای رفتاری فرد تاثیر  می گذارند، آنها را ریشه یابی تاریخی می کند، نشان می دهد که آنها چگونه در طول زمان تغییر و تحول یافته اند، و به فرد کمک  می کند که چگونه با واقعیت های زندگی بالغانه بهتر کنار بیاید و ساختارهای روانی نوینی را در خود ایجاد کند. روانکاوی یک مشارکت صمیمی است که در طول آن بیمار به منابع زیرین بوجود آورنده مشکلات نه تنها بصورت ذهنی بلکه احساسی – توسط دوباره تجربه کردن آنها با روانکاو – پی می برد. بطور معمول، بیمار 4 یا 5 بار در هفته مراجعه کرده، روی تخت روانکاوی دراز می کشد، و سعی می کند هر آنچه که به فکرش می رسد را در میان بگذارد. این شرایط جو تحلیلی ای را می سازند که اجازه به بروز بخش هایی از ذهن را می دهد که با روش های مشاهده ای دیگر قابل دسترس نیستند. در حین صحبت های بیمار، اشاره هایی از منابع ناخودآگاه ناراحتی های او توسط الگوی رفتاری تکراری خاص، مطالبی که بیمار به سختی راجع به آنها حرف می زند، و رابطه ای که بیمار با روانکاو برقرار می کند تدریجاً تظاهر می کنند. روانکاو برای بیشتر روشن شدن این منابع به بیمار کمک می‌کند و بیمار آنچه روانکاو می گوید را دقیقتر کرده،‌ تصحیح می کند، رد می کند و به آن احساسات و افکار خود را اضافه می کند. در طول سالهایی که روانکاوی ادامه دارد، بیمار با این بینش ها و تجربیات کشتی می گیرد، با روانکاو آنها را دوباره و دوباره مرور می کند، و آنها را در زندگی روزمره، تصورات و خوابهای خود تجربه می کند. بیمار و  روانکاو دست به دست هم می دهند تا نه تنها الگوهای فلج کننده زندگی را تغییر دهند و علائم ناتوان کننده را از میان ببرند بلکه رهایی برای کار کردن و دوست داشتن را نیز توسعه دهند. در انتهای درمان، زندگی بیمار در رفتار، ارتباطات، و حسی که از خود دارد تغییر عمیق و پایداری خواهد داشت.

آیا روانکاوی فقط یک نوع درمان است؟ گر چه روانکاوی در ابتدا بعنوان ابزاری برای بهبودی بخشیدن به رنج عاطفی آغاز گردید ولی  فقط یک درمان نیست. علاوه بر آن، روشی برای فهمیدن ذهن و تئوری ای نیز برای درک فرایندهای علمکردهای طبیعی ذهنی روزمره و مراحل طبیعی رشدی از نوزادی تا کهولت است. مضافاً چون روانکاوی تلاش می کند که نحوه عملکرد ذهن انسان را  توضیح دهد، به هر آنچه که ذهن بشر تولید می کند بینش می افزاید. در نتیجه نفوذ به سزایی در مورد خیلی از جوانب فرهنگی قرن بیستم داشته است. بعنوان یک تئوری کلی راجع به رفتار و تجربه انسانها، نظریات روانکاوی توسط تحقیق در علوم زیستی و اجتماعی، رفتار گروهی، تاریخ، فلسفه، هنر، و ادبیات غنی می شود و غنی می سازد. بعنوان یک تئوری رشدی، روانکاوی به روانشناسی کودک، آموزش،‌ قانون، و مطالعات خانواده کمک می کند. توسط ارزیابی رابطه پیچیده بین تن و روان، روانکاوی به درک بیشتر ما از نقش احساسات در سلامتی و همچنین ایجاد بیماریهای پزشکی کمک می کند.

بعلاوه، دانش روانکاوی پایه تمام رویکردهای پویا برای درمان است. بینش های روانکاوی زیرسازهای خیلی از رواندرمانی هایی که در روانپزشکی عمومی، روانپزشکی کودکان، و اغلب درمان های فردی، خانوادگی و گروهی استفاده می شوند، با وجود تمام تغییراتی که لحاظ شده است، را تشکیل می‌دهند.

رواندرمانی تحلیلی چیست؟

روان درمانی تحلیلی بر پایه روانكاوی بنا نهاده شده است. رفتارها، احساسات، افكار و به طور كلی تجربیات ما انسان‌ها از منبعی خارج از آگاهی ما یا آنچه به آن توجه نداریم نشأت می‌گیرد.  تدثیر روی این دنیای پنهان و نیمه هشیار توسط درد دل کردن با دوستان و آشنایان، شنیدن توصیه‌های آنان و یا خواندن کتاب‌های خودیاری میسر نمی‌شود.

شخصیت امروز ما متأثر از شخصیت و خویشتنی است که از زمان کودکی در ارتباط با محیط اطرافمان شکل داده‌ایم. از زمان کودکی ما راه‌هایی را برای ایجاد و نگهداری از ارتباط با پدر و مادر، خواهر و برادر، دوستان و همکلاسی‌ها درونی کرده‌ایم. این راه و روش‌ها بر نگرش و طرز برخورد ما در زمان حال تأثیر بسزایی دارد که از بیشتر آنها به طور كاملاً هشیارانه آگاه نیستیم. با کمک درمانگر ما کم کم متوجه این تجربیات می‌شویم و در می‏یابیم که چه اتفاقی برای ما افتاده است.

 

رابطه فرد با درمانگرش نقش مهمی در این نوع درمان ایفا می‌کند. درمانگر محیط خصوصی، امن  و همدلانه‌ای را فراهم می‌کند که در آن الگوهای ناخودآگاه دنیای درون اجازه آشکار شدن می‌یابند. این محیط همدلانه شرایطی را به وجود می‏آورد که الگو‌ها و فقدان‌های عاطفی دوباره زنده می‌شوند، ولی این بار در تعامل با درمانگری همدل و در یک محیط امن، فرد به تجربیات جدیدی از خود و از دیگری می‏رسد و الگوهای تجربی جدید پیدا می‌كند؛ تجربیات و تعبیرهای کارآمدی که مناسب یک انسان بزرگسال است نه الگوهای تکراری یک کودک آسیب پذیر، بی‌پناه، و یا با توانمندی‌های روانی محدود.

 

به این ترتیب، رواندرمانی تحلیلی می‌تواند بالقوه موجب ساختار سازی‌های جدید در شخصیت و رشد عاطفی فرد می‌شود. البته باید به این نکته مهم نیز اشاره داشت که برقراری رابطه درمانی با درمانگر و بررسی دقیق و همدلانه عناصر هشیار و ناهشیار شخصیت فرد، نیازمند دقت و همکاری دو جانبه از سوی فرد و درمانگر است و به دلیل همین کار دقیق و عمیق، این درمان نسبت به دیگر روش‌های درمانی، طولانی‌ تر است.

منبع:سایت انستیتو روانکاوی

=======================================

کلمات کلیدی=روانکاوی-روانکاوی چیست؟-روانکاو در تهران-بهترین مرکز روانکاوی-روانکاو-روانکاوی در تهران-روانکاو در غرب تهران-روانکاوی در تهران-مطب روانکاوی در تهران-بهترین روانکاو در تهران-روانکاو خوب در تهران-روانکاو با تجربه-روانکاوی در تهران-کلینیک روانکاوی در تهران-روانکاو-روانکاو خوب کلمات کلیدی=روانکاوی-روانکاوی چیست؟-روانکاو در تهران-بهترین مرکز روانکاوی-روانکاو-روانکاوی در تهران-روانکاو در غرب تهران-روانکاوی در تهران-مطب روانکاوی در تهران-بهترین روانکاو در تهران-روانکاو خوب در تهران-روانکاو با تجربه-روانکاوی در تهران-کلینیک روانکاوی در تهران-روانکاو-روانکاو خوب=روانکاوی-روانکاوی چیست؟-روانکاو در تهران-بهترین مرکز روانکاوی-روانکاو-روانکاوی در تهران-روانکاو در غرب تهران-روانکاوی در تهران-مطب روانکاوی در تهران-بهترین روانکاو در تهران-روانکاو خوب در تهران-روانکاو با تجربه-روانکاوی در تهران-کلینیک روانکاوی در تهران-روانکاو-روانکاو خو ب روانکاوی-روانکاوی چیست؟-روانکاو در تهران-بهترین مرکز روانکاوی-روانکاو-روانکاوی در تهران-روانکاو در غرب تهران-روانکاوی در تهران-مطب روانکاوی در تهران-بهترین روانکاو در تهران-روانکاو خوب در تهران-روانکاو با تجربه-روانکاوی در تهران-کلینیک روانکاوی در تهران-روانکاو-روانکاو خوب


 



تبادل میدان‌های انرژی و آگاهی در شرایط هیپنوتیزم‌درمانی

تاریخ هیپنوتیزم‌درمانی و انرژی‌درمانی در کشورهای غربی به حدود ۳۰۰ سال پیش و دوران ”دکتر آنتوان مسمر“ برمی‌گردد. در آغاز نتیجه‌های درمانی سریع و شگرفی که توسط ”مسمر“ پدید می‌آمد، به دخالت انرژی‌های کیهانی با مغناطیس حیوانی ارتباط داده می‌شد ولی خیلی زود ”مسمر“ به این نتیجه‌گیری رسید که انرژی انسانی - نه مغناطیس حیوانی یا کیهانی - در تشریفاتی که به نوعی به هیپنوتیزم‌درمانی اولیه یا مقدماتی نسبت داده می‌شود، دخالت دارد.
برخی از شاگردها یا افراد پیرو ”دکتر مسمر“ مانند ”پوئی سگور“ در جریان کارهای خود به این موضوع پی بردند که در شرایط خلسه، برخی از بیماری‌های آنها که افرادی کشاورز یا چوپان بودند، مطالب مهمی را در زمینه‌های اجتماعی یا پزشکی مطرح می‌کنند که با سطح دانش و فرهنگ آنها تناسبی ندارد، بلکه خیلی بالاتر است. در همین زمان در آمریکا یک کشاورز کم‌سواد به‌نام ”ادگار کیس“ در ایالت ”ویرجینیا“ پیدا شد که در شرایط عادی، کمترین اطلاعی از مسائل تشخیصی و درمانی نداشت، ولی پس از اینکه در شرایط خلسه خودهیپنوتیزمی قرار می‌گرفت، می‌توانست نه تنها بیماری‌های سخت و مشکلی که به او مراجعه داده می‌شد، به دقت تشخیص دهد، بلکه روش‌های درستی را هم برای درمان آنها معرفی می‌کرد. برای تفسیر و توجیه این پدیدهٔ جالب، نظریه‌ها و تئوری‌های زیادی مطرح گردید، مهمترین و منطقی‌ترین پاسخی که به این مضمون داده شد، این بود که در این شرایط خلسه و تمرکز ذهنی که بر مجلس حاکم است، هاله یا حوزهٔ آگاهی بیمار و درمانگر که در اطراف بدن آنها تشکیل شده، با یکدیگر تداخل پیدا کرده و برخی از اطلاعات از ذهن درمانگر به ذهن بیمار وارد می‌شود. این ارتباط ذهن، در سطح ناخودآگاه و به‌صورت غیرکلامی ظاهر می‌شود.
● جریان‌های الکتریکی و الکترومغناطیسی در بدن
تمام افراد جامعه، کم و بیش از این موضوع اطلاع دارند که در سمت‌های مختلف بدن، جریان‌های الکتریکی و الکترومغناطیسی پرقدرتی وجود دارند که در شرایط نواربرداری از قلب (الکتروکاردیوگرافی)، نواربرداری از مغز (الکتروآنسفالوگرافی)، نواربرداری از عضلات (الکترومیوگرافی) و ... می‌توان این حوزه‌های انرژی را نشان داد که حتی در خارج از بدن هم قابل ثبت و نمایش هستند.
در داخل مغز در مجاور ”سینوس پرویزنی“ یا ”اتموئید“ یک گروه گیرنده‌های مغناطیسی وجود دارد که در اطراف آن یک شبکهٔ الکتریکی موجود است. کبوتران نامه‌بر و پرندگان مهاجر نیز برای پیدا کردن مسیر حرکت خود که گاهی به چند هزار کیلومتر می‌رسد، از این ساختارهای الکترومغناطیسی استفاده می‌کند. اگر یک آهنربای بسیار قوی در مجاور جمجمه قرار بگیرد، اختلالی در وضعیت این حوزهٔ الکترومغناطیسی پیدا می‌شود.
پژوهش‌های علمی نشان می‌دهند که در اطراف بدن تمام موجودات، یک حوزهٔ الکتریکی و یک میدان مغناطیس مرتبط با آن وجود دارد. در حوزه‌های الکترومغناطیسی پرقدرت محیطی، حالت خواب‌آلودگی به انسان دست می‌دهد. در برخی از دوزیستان به‌نام ”سالاماندر“، مجاورت مغاطیس با بدن، باعث پیدایش بی‌حسی موضعی می‌شود. در شرایط هیپنوتیزم، مدیتیشن و شرایط خلسه، میدان‌های الکتریکی و الکترومغناطیسی بدن تغییر پیدا می‌کند.
در دستان افراد درمانگر یک میدان الکترونیکی و الکترومغناطیسی وجود دارد که در زمان لمس دست، پیشانی یا نقاط دردناک بیمار، موجبات تسکین درد و شفابخشی را فراهم می‌آورد. سال‌ها است که در دانشکده‌های پرستاری آمریکا، شفابخشی یا تسکین درد را از طریق لمس مناطق دردناک به پرستارها می‌آموزند و نتیجه‌های این‌کار، بسیار مؤثر و مفید است.
کسانی‌که در مجاور سیم‌های انتقال برق پرقدرت زندگی می‌کنند، پیدایش انواع بیماری‌ها از جمله سرطان‌های خون در آنها شایع است. در زمان خورشیدگرفتگی و طوفان‌های خورشیدی، بیماری‌های روانی خیلی بیشتر می‌شود. تغییر در قرص ماه هم با وفور بیماری‌های روانی مرتبط است. در زبان انگلیسی واژه ”دیوانه“ (lunatic)، واژه ”کره ماه“ (Iunar) و ”هلال ماه“ (Iunate) با یکدیگر مرتبط هستند. زمانی‌که ماه شب چهارده ظاهر می‌شود، بحران‌های روحی دلداده‌ها بیشتر است!
● تداخل میدان‌های یا هاله‌های انرژی در جریان هیپنوتیزم‌درمانی
دکتر ”اریک سکوویچ“ که تخصص روانپزشکی خود را در دانشگاه‌های معتبر ”هاروارد“ و ”تافت“ گرفته و در حدود ۱۵ سال است که در مرکزهای درمانی این دو دانشگاه به هیپنوتیزم‌درمانی همراه با انرژی‌درمانی می‌پردازد، معتقد است که اگر در شرایط هیپنوتیزم‌درمانی، درمانگر هم در درجه‌هائی از تمرکز و خلسه قرار بگیرد، تداخل حوزه‌های هاله یا انرژی به نتیجه‌های درمانی خیلی بیشتری می‌انجامد. دکتر ”اریک سکوویچ“ در سال‌های اخیر در سطح آمریکا و کشورهای دیگر اقدام به برگزاری سمینارها و کارگاه‌های آموزشی متعددی برای درمانگرها می‌کند.
در بدن انسان، ۱۰۰،۰۰۰،۰۰۰ سلول عصبی و میلیون‌ها تار عضلانی وجود دارد که به‌صورت دائم در این شبکه با توریتهٔ متراکم، جریان الکتریسیته برقرار است که در اطراف آن یک حوزهٔ الکترومغناطیسی تشکیل می‌شود. در پزشکی جدید هرگز حوزه‌های الکتریکی و الکترومغناطیسی مورد توجه قرار نمی‌گیرد، در حالی‌که در طب چینی، طب سوزنی و پزشکی هند قدیم، چاکراها و چرخه‌های انرژی، اساس بحث تشخیص و درمان را تشکیل می‌دهند.

مبع:سایت ویستا


آیا هیپنوتیزم میتواند نابغه بسازد ؟

آیا هیپنوتیزم میتواند نابغه بسازد ؟دکتر وان پلت در فصل ۲۴ کتاب ( اسرار هیپنوتیزم ) می نویسد :
پی جوییهای جدید در هیپنوتیزم راز نبوغ را کشف کرده است ازمایشات هیپنوتیزم نشان داده است که یک شخص با استعداد متوسط میتواند تحت تاثیر چندین جلسه هیپنوتیزم نابغه شود ، این اظهارات داستان غیر حقی نیست بلکه این حقیقت صد در صد واقعی علمی است .
یک ازمایش هیپنوتیزم نشان داده است که یک هنرمند نقاش در حال هیپنوتیزم توانسته است در مدت شش ساعت یک تصویر را نقاشی کند که در بیداری احتیاج به هفتاد ساعت وقت داشته است اریکسن میلتن (۱) در صفحه ۱۶۴ فصل دوم کتاب خود مینویسد :
((..... او برای ترسیم این نقاشی ده سال وقت صرف کرده بود ولی باز هم به خوبی موفق نشده بود ......)) و در فصل دوازدهم این کتاب می بینیم که وقتی ( راچمانینف ) در ساختن اهنگ معروف خود مواجه با شکست شد ، هیپنوتیزم دکتر داهال در مسکو او را قادر ساخت که اهنگ خود را تکمیل کند و به موفقیت بزرگ جهانی نائل اید .
مسلما استعداد و نبوغ دارای درجاتی است . همه کس ولو با هیپنوتیزم هم نمیتوانند نابغه بشوند . هیچکس نمی تواند یک ( راچمانینف) یا یک ( انیشتن ) بشود . با وجود این هیپنوتیزم نشان داده است که هر کس می تواند خیلی بهتر از انچه هست باشد .
هیپنو تیزم میتواند استعدادهای نهفته مغز را که تا کنون به حال رکود و خفته بوده اند بیدار کند . ولی هیپنوتیزم ادعا نمی کند که هر شب یک کیسه پر از پول زیر سر شما بگذارد . اکثر مردم دارای استعداد و نبوغ خاصی هستند ، که تا کنون برای انها ناشناخته مانده است ، به عبارت دیگر اکثر مردم نمیدانند چه استعدادی و برای چه کاری استعداد خارق العاده و شگرفی دارند ، ولی هیپنوتیزم این استعداد را اشکار و به نسبت زیادی پرورش میدهد .
(ادیسون) مخترع بزرگ جهانی و مخترع ده ها اختراع ، بخصوص برق می گوید که :
(( نبوغ یعنی یک در صد الهام و نودو نه در صد عرق ریختن و زحمت کشیدن )) عوامل بسیار زیاد روانی زائیده از محیط زیست وجود دارند که شخص را نسبت بکار و فعالیت بیمیل می کنند .
شما در زندگی روزانه باشخاص بسیار زیادی برخورد میکنید که می گویند ما حوصله کار کردن نداریم هیپنوتیزم عوامل منفی روانی را که چون زنجیرهائی را که بااطراف روان و مغز شما کشیده شده الهام است پاره می کند ، و شما را بطور اعجاز انگیزی بکار و فعالیت شبانه روزی علاقمند می سازد و قدرت تفکر شما را زیاد می کند .
( دیسرائیلی ) میگوید : (( پشتکار جزئی از اجزاء نبوغ است )) و هیپنوتیزم این پشتکار را به شما می دهد .
این عبارت معروف است که (( نبوغ عبارت از یک استعداد بی انتهائی است برای رنج کشیدن و تحمل رنج )) ولی شواهد نشان میدهد که ضرب المثل جزئی از حقیقت است ، زیرا ما روزانه کسانی را می بینیم که خیلی کار می کنند و خیلی زحمت میکشند ، ولی نه تنها نابغه نیستند ، بلکه و شاید احمق هم هستند .
تجربه و ازمایشات هیپنوتیزمی نشان میدهند که نبوغ نتیجه و حاصل توانائی تمرکز فوق العاده مغز است ، بدین ترتیب وقتی مغز بشدت برای انجام کاری متمرکز می شود ، کارهای برجسته و نمایانی بظهور میرسد .
جد بوکستن (۲) حسابگر حیرت انگیز سال ۱۷۴۹ بسهولت توانست به این پرسش جواب دهد که در ۲۶۰ ۰۰۰ ۶۰۷ ۲۰۲ مایل مربع چند دانه نخود میروید .
انیشتن پدر قانون نسبیت در سال ۱۹۵۳ توانست فکر خود را بر یک موضوع متمرکز کند و نظریه بزرگ جهانی خود را اظهار نماید .
هر فردی که دارای استعداد متوسطی باشد ، بالقوه نابغه است یا بعبارت ساده تر دارای نبوغ و هوش سرشار ولی خفته است ، زیرا از نقطه نظر علم تشریح مغز هیچ اختلافی بین مغز یک نابغه و یک فرد عادی نیست ، مغز هر دو نفر انبوهی از ده هزار میلیون سلول خاکستری رنگ می باشد .
ولی اختلاف در طرز بکار انداختن این سلولها ، روش بکار انداختن و استفاده از سلولهای مغزی است که موجب اختلاف بزرگ بین یک نابغه و یک شخص عادی می شود .
ازمایشات انجام شده روی مغز انیشتن این نظریه را تاکیید می کند که نبوغ همراه با ایجاد تمرکز قوای فوق العاده دماغی است . ازمایش کنندگان روی مغز انیشتن دریافتند که او را قادر است که تعداد زیاد تری از گروه سلولهای مغزی را بر روی یک نقطه و یک موضوع متمرکز کند .
تمرکز فوق العاده مغز منطقی ترین بیان ،و تعریفی است که ما (( دکتر وان پلت )) برای هیپنوز داریم .
و تمرکز فوق العاده دماغ تنها دلیل راضی کنندهای است که برای کلیه پدیده های هیپنوتیزمی می توان ارائه داد کاملا اثبات شده و معلوم است که تحت نفوذ هیپنوتیزم استعدادهای مغزی می تواند به نسبت زیادی بسطح یک مغز نابغه نز دیک شوند .
به عنوان مثال شخص بیمار در حال هیپنوز بسیاری از خاطرات دور خود را که در حال عادی و بیداری بهیچ وجه قادر بیاد اوری ان نیست بیاد میاورد .
قدرت ذهنی بوسیله تمرکز فکر در حال هیپنوز بسیار زیاد میگردد . سفت شدن خارق العاده عضلات بدن یک شخص ضعیف الجثه که می تواند مرد قوی را تحمل کند ، بهترین دلیل است .
اینطور بنظر میرسد که کاملا عاقلانه و صحیح است که نبوغ طبیعی اشخاص را نوعی از هیپنوتیزم بدانیم ، زیرا (( خود هیپنوتیزم )) در اثر تمرکز فوق العاده فکر بوجود می اید ، درست شبیه نتایجی که از علاقه زیاد و شدید نسبت به موضوع یا مسئهای حاصل میشود .
به عنوان مثال ((تنیسون)) (۳) از طریق تکرار اسم خودش برای خودش بطور ارام و بیصدا موفق شد به یک نوع (( جذبه در حال بیداری )) برسد .
در تمرینات یوگیهای هندی میبینیم که یکی از دستورات رسیدن به عالم خلسه و جذبه و بعبارت دیگر نزدیک شدن به خداوند این است که یکنفر پیرو مکتب (( یوگا)) بایستی دائما و در حال عبارت (( ام )) (۴) به معنی او یا قادر مطلق را تکرار کند ، و متوجه باشد که فکرش به هیچ طرف نجهد و فقط و فقط متوجه (( ام )) یا (( او )) باشد .
در تمرینات عرفای ایرانی نیز بهمین قاعده بر می خوریم ، زیرا یکی از درسهائیکه دراویش یا عرفا به شاگردان خود می دهند اینست که بایستی دائما و در همه جا ذکر و فکرشان کلمه ((حق)) یا (( هو )) باشد .
حالا با کشفیات جدید هیپنوتیزم می بینیم که کار دراویش چقدر درست و علمی و صحیح بوده که انها برای ایجاد تمرکز فکر یکی از تمریناتشان تکرار و ذکر یک کلمه معین در روز بوده است . چقدر خوبست که انسان عارف و درویش به معنی دارنده نبوغ و تمرکز فوق العاده ذهن باشد . ولی از این استعداد و نبوغ خارق العاده خود ، بشکل اجتماعی استفاده کند ، نه بشکل انفرادی ولی دراویش و عرفا جواب می دهند که در اجتماع عوامل اجتماعی ، نظیر شهوات و زیبائی های به ظاهر فریبنده اجتماعی ، تمرکز فکر و در نتیجه لذت و ارامش و خلسه ما را از بین می برند .
وفتی که خواب شونده در حال هیپنوتیزم عمیق ، تمرکز فکرش به میزان صد در صد برسد توجهش بکلی از همه چیز سلب می گردد .
پروفسور فراموشکار بهترین نمونه این نوع تمرکز فکر است نوابغ بزرگ بطوریکه اکثرا شنیده و میدانید ، تمام قدرت و نیروی فکرشان متوجه هدف ، مسئله یا کشف و اختراع خودشان است ، لذا نسبت بامور اجتماعی که در نظرشان بی ارزش است فراموشکار میشوند .
مشهور است که برخی از نوابغ منزل خود را گم میکردند ، ارشمیدس غذا خوردن و حمام رفتن را فراموش میکرد . انیشتن نیز همینطور بود درست مانند شخص هیپنوتیزم شده که تشنگی و گرسنگی را بکلی فراموش می کند .
عواطف و احساسات ، همراه با تمرکز قوای دماغی ، هیپنوتیزم را تسریع می کند . در نبوغ نیز این موضوع همیشه صدق می کند ، نبوغ همیشه همراه با عواطف است ، نظیر نقاشی و موسیقی ، نبوغ معمولا همیشه مجموع تمرکز فکر و عواطف است .
قدرت تصور و تخیل در هیپنوتیزم شدن نقش بسیار مهمی را بازی می کند . تخیل قوی یک حالت دائمی نبوغ است .
گاهی رویدادهای نا مناسب اجتماعی نبوغ را خاموش می کنند ویا از بین میبرند . نظیر موسیقیدان بزرگ روس (( راچمانینف )) که بعلت شکستن در ساختن اولین سمفونی در پترز بورگ در سال ۱۸۹۷ قدرت و توانائی اهنگ سازی خود را از دست داد .
اختلالات عاطفی گاهی فکر را در حال بیداری متمرکز می کنند و در شرایط و وضعیتی نظیر هیپنوز بوجود میاورند . مثلا اگر در یک موقع و حالت خاصی افکار ترسناک یا ناراحت کننده ای به شخص دست دهد ، ایجاد علائم بیماری می نماید .
در اینصورت مغز شخص مریض شده بیشتر بر روی علائم بیماری متمرکز میشود . در نتیجه دور و تسلسل شیطانی شروع می شود . و نیروی مغزی تحلیل میرود و کاهش می یابد . و حال اگر این دور و تسلسل مغزی به کمک هیپنوتیزم شکسته شود ، نیروی دماغی بیمار برای انجام کارهای بهتری ازاد میشود .گرچه موقعیت هائی برای بررسی و ازمایش یک (( راچمانینف یا انیشتن )) بسیار نادر است ولی معذالک تجربه و ازمایشهای هیپنوتیزمی نشان داده اند که از طریق هیپنوز می توان اختلالات و ناراحتیهای فکری را از بین برد و شخص را برای تلاش و کوشش بهتر و پر ثمرتری اماده کرد .

منبع:سایتvista.ir