کلینیک هیپنوتراپی و رواندرمانی دکتر دارابی خدمات زیر را ارائه میدهد:
=========================
1-درمان اختلالات روان نژندی (neurotic)با هیپنوتراپی و رواندرمانی.
(منظور از اختلالات روان نژندی شامل اختلالاتی میشود که بیمار از آن رنج میبرد و از آن آگاه است و در صدد درمان آن برمی آید ،مثل اضطراب و دلشوره،افسردگی،وسواس،فوبیا یا هراس،حمله های وحشت یا پانیک و...).
2-درمان بیماریهای روان-تنی و جسمانی شکل(somatization&somatoform ).
این اختلالات شامل بیماریهای جسمانی می شود که ریشه روانی دارد.مثل بیماریهای پوستی،دردهای جسمانی با ریشه روانی،ناراحتیهای گوارشی،ناراحتیهای قلبی و...
3-درمان مسائل شخصیتی یا اختلالات شخصیت(البته به همراه رواندرمانی).
مشکلات شخصیتی که همان اختلالات شخصیتی است ، بیش از ده اختلال را شامل میشود که مهمترین آن اختلال شخصیت مرزی یا borderline و اختلال شخصیت خودشیفته یا narcistic و اختلال شخصیت پارانویید است.
4-درمان اختلالات دیگر مثل ناخن جویدن ، چاقی و لاغری و...
در پایان خاطر نشان شود که در بیشتر موارد هیپنوتیزم به تنهایی خاصیت درمانی ندارد بلکه باید در کنار رواندرمانی استفاده شود.
موفق باشید و سلامت.
=========================================
هیپنوتیزم چیست؟از هیپنوتیزم چه می دانید؟ روی یک صندلی راحت که تکیهگاه سر دارد، بنشینید. اگر کفشتان تنگ است از پا در آورید یا بندهایش را شل کنید. در راحتترین حالت ممکن قرار گیرید تا به راحتی بتوانید اعضای بدنتان را حرکت دهید. دستهایتان را به هر صورت که مایلید قرار دهید.
اکنون از پنج تا یک بشمارید و آرام چشمهایتان را ببندید. آرام و عمیق نفس بکشید. اجازه دهید تا ریههایتان کاملا از هوا پر شود. چند ثانیه هوا را در سینهتان حبس کنید و سپس به آرامی هوا را بیرون دهید. روی نفسهایتان تمرکز کنید. مسیر هوا را که از بینی وارد ریهها میشود در ذهنتان تجسم کنید. روی خنکی نوک بینیتان تمرکز کنید. هوای سرشار از اکسیژن از بینی وارد مسیر هوایی میشود، نوک بینی شما را خنک میکند و وارد ریههایتان میشود. ریههای شما با هر دم پر از اکسیژن میشود. اکسیژن بیشتر شما را سبک و سبکتر میکند. به حسی که در هنگام دم روی پوست شکمتان احساس میکنید، تمرکز کنید. به نفس کشیدن ادامه دهید. شما لحظه به لحظه اکسیژن بیشتری را وارد بدن میکنید در نتیجه همه بدن شما از جمله ماهیچههایتان سرشار از اکسیژن میشود. کمکم، ریلکس و سبک میشوند... عمیقتر نفس بکشید و اجازه دهید بدنتان سبک و سبکتر، شلتر و شلتر، آزاد و آزادتر شود... شما هیپنوز شدهاید! 
1- بیداری: شما در بیداری میبینید یا میشنوید و به تحریکات اطراف واکنش نشان میدهید.
2- خواب: در خواب چشمان شما نمیبینند، گوشهایتان نیز نمیشنوند، به تحریکات اطراف نیز واکنشی نشان نمیدهید مگر آنکه تحریکات بیرونی از آستانه خواب شما بیشتر باشد. خواب حالت رویایی مغز است. مغز شما در خواب اتفاقات روز را آنالیز میکند و شما آنها را به صورت رویا میبینید.
3- بیهوشی: برخلاف خواب و بیداری که پدیدههای طبیعی مغزی هستند، بیهوشی یک حالت غیرطبیعی است. در این حالت که توسط دارو یا بر اثر ضربه به مغز یا شوک بوجود میآید، مغز قدرت دریافت سیگنالهای عصبی را از دست میدهد. بنابراین در بیهوشی، شدیدترین دردهای جراحی نیز حس نمیشود.
4) Delirium : این حالت که به آن اصطلاحا سرسام نیز میگویند، حالت دیگری از مغز است. در این حالت فرد کارهایی انجام میدهد که مغز آنها را ثبت نمیکند. برخی از بیماران روانی ممکن است دست به اقداماتی بزنند نظیر پرخاشگری، که اگر از مدتی از آنها سوال شود چیزی به یاد نمیآورند.
5- هیپنوز: هیپنوز حالتی از مغز است که در هیپنوتیزم رخ میدهد. در این حالت سه ویژگی تمرکز، انفکاک و تلقینپذیری برای فرد اتفاق میافتد. به این معنا که فرد ابتدا روی یک موضوع تمرکز میکند. این تمرکز بالا سبب جذب او و انفکاکش از محیط پیرامونش میشود. البته در همین انفکاک میتواند پیامها و تحریکات محیطی را نیز دریافت کند و در صورت لزوم به آنها پاسخ دهد. در عین حال فرد هیپنوز شده از تلقینپذیری بسیاری نیز برخوردار خواهد شد.
ممکن است شما در طول روز بارها و بارها هیپنوز شوید. به این حالت هیپنوز خود به خود یا “Alert hypnose” میگویند. تصور کنید که شما درگیر یک مساله فکری شدهاید و روی آن تمرکز کردهاید. در عین حال دارید در مسیر خود رانندگی میکنید. شما بدون اینکه بدانید دنده عوض میکنید و در مسیر خود به تحریکات ترافیکی بیرونی واکنش نشان میدهید. اما غرق در افکار خود هستید و زمانی به حال خود برمیگردید که به مقصد رسیدهاید و یا یک محرک قوی شما را به حال خود آورده است. ممکن است این مساله فکری آنقدر عمیق باشد که حتی شما ناخودآگاه اشک هم بریزید. در این حالت شما هیپنوز شدهاید و سه پارامتر تمرکز، انفکاک و تلقین را تجربه کردهاید. همه ما هیپنوتیزم خودبخود را در هنگام تماشای یک فیلم سینمایی نیز تجربه کردهایم. چنین تجربههایی در مورد کودکان به هنگام تماشای کارتونهای مورد علاقهشان یا بازی بیشتر رخ میدهد، چرا که کودکان از هیپنوتیزمپذیری بالایی برخوردار هستند. در حالتی دیگر امکان دارد که شما به کمک یک درمانگر یا فردی که هیپنوتیزم را میشناسد، هیپنوز شوید.
هیپنوتیزم چه اهمیتی دارد؟
بدن انسان در شرایط هیپنوز ویژگیهای خاصی دارد. هورمونهای ویژهای در بدن ترشح میشود و سیگنالهای مغزی انسان در حالت آلفا، بتا یا حتی صریحتر از آن گاما قرار میگیرد. بدن شل و ریلکس میشود و اسپاسمی در عضلات رخ نمیدهد. ضربان قلب بسیار عادی و نرمال میشود. تنفس منظم و عمیق میشود.
سطح اکسیژن خون بالا میرود و خونرسانی به طور مرتب به همه نقاط بدن صورت میگیرد. فرد هیپنوز شده یک آرامش عمیق را احساس میکند و اضطراب و استرس از وی دور میشود.
این شرایط علاوه بر آنکه سبب میشود بسیاری از پارامترهای تشدید بیماری از بین رود، به سرعت بهبود و به بسیاری از بیماریها نیز کمک شایانی میکند. این حالت خصوصا در بیماریهای سایکوسوماتیک نمود بیشتری دارد. بیماریهای سایکوسوماتیک یا روان تنها به دستهای از بیماریها گفته میشود که منشا روانی دارند.
بسیاری از بیماریهای دستگاه گوارش، حساسیتها، تظاهرات پوستی و... در اثر استرس تشدید میشوند. بنابراین به کمک هیپنوتیزم میتوان استرس را از فرد دور کرد و به بدن او اجازه داد تا با سرعت بیشتری به درمان بیماری بپردازد.
البته نباید فراموش کرد که هیپنوتراپی به هیچ روی نباید جایگزین سایر درمانهای متداول شود بلکه هیپنوتیزم به عنوان یک ابزار درمانی در کنار درمانهای دیگر به فرد کمک میکند تا زودتر و راحتتر از بیماری خود شفا یابد.
نکته درمانی دیگری که در هیپنوتیزم باید به آن توجه کرد آن است که همانطور که گفته شد در هیپنوتیزم تلقینپذیری فرد بالا میرود. از همین رو میتوان بنا به تشخیص درمانگر احساسات و ویژگیهایی را به فرد تلقین کرد تا به کمک آن بتواند به درمان بسیاری از بیماریها و ناهنجاریهای روانی خود از قبیل اعتیاد به مواد مخدر و الکل، سیگار کشیدن، پرخاشگری، سوءظن و بدبینی و... بپردازد.
همچنین متخصصان هیپنوتراپ میتوانند با کمک تکنیکهای هیپنوتیزم به مراجعان خود آموزش دهند که چگونه میتوانند با یک تکنیک ساده خستگی را از بدن خود دور کنند و با صرف مدت کوتاه، پر انرژی و شاداب به فعالیتهای روزانه خود ادامه دهند.
هیپنوتیزم همچنین به کاهش و کنترل درد نیز کمک بسزایی میکند. در سال 1970 یک بیمار در سوئد بدون بیهوشی و تنها با هیپنوتیزم مورد جراحی تیروئید قرار گرفت، بدون آنکه کوچکترین دردی حس کند. در کشور سوئد این نیز با رشد آموزش تکنیکهای هیپنوتیزم مورد توجه پزشکان و دندان پزشکانی هستند که تنها با کمک هیپنوتیزم به کنترل درد مراجعان خود میپردازند و حتی جراحیهای دندان را بدون بیحسی انجام میدهند. زایمان بدون درد با هیپنوتیزم هم یکی دیگر از کاربردهای این روش است که در ایران هم بارها انجام شده است.
جواب این سوال منفی است. هیپنوتیزم در 95 درصد از افراد سالم که فاقد بیماری روانی هستند، امکانپذیر است اما پنچ درصد از افراد سالم جامعه به هیچ عنوان هیپنوز نمیشوند که این مساله به ژنتیک این افراد باز میگردد. ضمن آنکه بیماران روانی را نیز نمیتوان هیپنوتیزم کرد.
در میان جمعیت 95 درصدی هیپنوتیزمپذیر نیز یک طیف را شاهد هستیم. 10 درصد از این افراد از هیپنوتیزمپذیری بالایی برخوردارند. به گونهای که میتوان بیحسیهای عمیق را به آنها القاء کرد و بدون بیهوشی یا بیحسی آنها را مورد عمل جراحی قرار داد. 60درصد از این افراد نیز از هیپنوتیزمپذیری متوسط برخوردارند و میتوانند به خوبی درمانهای هیپنوتیزم را دریافت کنند.
25درصد باقیمانده از هیپنوتیزمپذیری ضعیفی برخوردارند اما همین گروه نیز میتوانند در سطوح مختلف مورد هیپنوتراپی قرار گیرند. هیپنوتراپی باید تنها توسط درمانگران متخصص انجام شود و پس از چند جلسه هیپنوتراپی، تکنیکهای خود هیپنوتیزمی به فرد آموزش داده میشود تا او بتواند در شرایط مختلف با استفاده از این تکنیک، استرس و اضطراب خود را کاهش داده و درمان خود را کامل کند.
تکنیکهای هیپنوتیزم متفاوت است و بسته به ویژگیها و شخصیت فرد، درمانگر یک تکنیک را انتخاب میکند. هیپنوتیزم هیچ خطری برای فرد هیپنوتیزم شونده ندارد و تنها ممکن است فرد از حالت هیپنوز وارد خواب شود و پس از مدتی بیدار شود. در پایان باید گفت بسیاری از اعتقادات و باورهایی که در میان عامه مردم در مورد هیپنوتیزم وجود دارد، مطالبی از قبیل اینکه میتوان از فرد هیپنوز شده اعتراف گرفت یا القائاتی برخلاف باورها و اعتقادات فرد به او تلقین کرد شایعاتی بیش نیستند. همچنین اگر خود فرد نخواهد، به هیچ عنوان نمیتوان او را هیپنوز کرد.
زیگوند فروید بنیانگذار علم روانکاوی ========================================== روانكاوی چیست؟ روانکاوی یکی از مکاتب رواندرمانی در روانشناسی به حساب می آید. بنابر این روانکاوی شکلی از روان درمانی است که بر عناصر ناهشیار یا ناخودآگاه تاکید میکند.بنابر این روانکاوی در حیطه علم روانشناسی قرار دارد و جدا از روانشناسی نیست. هنگامی که مردم می پرسند که روانکاوی چیست معمولاً راجع به درمان می خواهند بدانند. بعنوان یک درمان، روانکاوی بر اساس این مشاهده پایه گذاری شده است که افراد اغلب در مورد خیلی از عواملی که احساسات و رفتارهای آنها را تعیین می کنند آگاه نیستند. این عوامل ناخودآگاه که می توانند باعث خوشحال نبودن بشوند گاه بصورت علائم قابل مشاهده، ویژگی های شخصیتی دردسرساز، مشکلات در کار کردن و ارتباطات عاطفی نزدیک، یا اختلال در خلق و عزت نفس بروز میکنند. چون این نیروها ناخودآگاه هستند، نصیحت دوستان و خانواده، مطالعه کتابهای خودآموز، یا حتی تلاش و تقویت اراده برای ایجاد آسودگی اغلب بی ثمر هستند. درمان تحلیلی نشان می دهد که این عوامل ناخودآگاه چگونه روی رابطه ها و الگوهای رفتاری فرد تاثیر می گذارند، آنها را ریشه یابی تاریخی می کند، نشان می دهد که آنها چگونه در طول زمان تغییر و تحول یافته اند، و به فرد کمک می کند که چگونه با واقعیت های زندگی بالغانه بهتر کنار بیاید و ساختارهای روانی نوینی را در خود ایجاد کند. روانکاوی یک مشارکت صمیمی است که در طول آن بیمار به منابع زیرین بوجود آورنده مشکلات نه تنها بصورت ذهنی بلکه احساسی – توسط دوباره تجربه کردن آنها با روانکاو – پی می برد. بطور معمول، بیمار 4 یا 5 بار در هفته مراجعه کرده، روی تخت روانکاوی دراز می کشد، و سعی می کند هر آنچه که به فکرش می رسد را در میان بگذارد. این شرایط جو تحلیلی ای را می سازند که اجازه به بروز بخش هایی از ذهن را می دهد که با روش های مشاهده ای دیگر قابل دسترس نیستند. در حین صحبت های بیمار، اشاره هایی از منابع ناخودآگاه ناراحتی های او توسط الگوی رفتاری تکراری خاص، مطالبی که بیمار به سختی راجع به آنها حرف می زند، و رابطه ای که بیمار با روانکاو برقرار می کند تدریجاً تظاهر می کنند. روانکاو برای بیشتر روشن شدن این منابع به بیمار کمک میکند و بیمار آنچه روانکاو می گوید را دقیقتر کرده، تصحیح می کند، رد می کند و به آن احساسات و افکار خود را اضافه می کند. در طول سالهایی که روانکاوی ادامه دارد، بیمار با این بینش ها و تجربیات کشتی می گیرد، با روانکاو آنها را دوباره و دوباره مرور می کند، و آنها را در زندگی روزمره، تصورات و خوابهای خود تجربه می کند. بیمار و روانکاو دست به دست هم می دهند تا نه تنها الگوهای فلج کننده زندگی را تغییر دهند و علائم ناتوان کننده را از میان ببرند بلکه رهایی برای کار کردن و دوست داشتن را نیز توسعه دهند. در انتهای درمان، زندگی بیمار در رفتار، ارتباطات، و حسی که از خود دارد تغییر عمیق و پایداری خواهد داشت. آیا روانکاوی فقط یک نوع درمان است؟ گر چه روانکاوی در ابتدا بعنوان ابزاری برای بهبودی بخشیدن به رنج عاطفی آغاز گردید ولی فقط یک درمان نیست. علاوه بر آن، روشی برای فهمیدن ذهن و تئوری ای نیز برای درک فرایندهای علمکردهای طبیعی ذهنی روزمره و مراحل طبیعی رشدی از نوزادی تا کهولت است. مضافاً چون روانکاوی تلاش می کند که نحوه عملکرد ذهن انسان را توضیح دهد، به هر آنچه که ذهن بشر تولید می کند بینش می افزاید. در نتیجه نفوذ به سزایی در مورد خیلی از جوانب فرهنگی قرن بیستم داشته است. بعنوان یک تئوری کلی راجع به رفتار و تجربه انسانها، نظریات روانکاوی توسط تحقیق در علوم زیستی و اجتماعی، رفتار گروهی، تاریخ، فلسفه، هنر، و ادبیات غنی می شود و غنی می سازد. بعنوان یک تئوری رشدی، روانکاوی به روانشناسی کودک، آموزش، قانون، و مطالعات خانواده کمک می کند. توسط ارزیابی رابطه پیچیده بین تن و روان، روانکاوی به درک بیشتر ما از نقش احساسات در سلامتی و همچنین ایجاد بیماریهای پزشکی کمک می کند. بعلاوه، دانش روانکاوی پایه تمام رویکردهای پویا برای درمان است. بینش های روانکاوی زیرسازهای خیلی از رواندرمانی هایی که در روانپزشکی عمومی، روانپزشکی کودکان، و اغلب درمان های فردی، خانوادگی و گروهی استفاده می شوند، با وجود تمام تغییراتی که لحاظ شده است، را تشکیل میدهند. رواندرمانی تحلیلی چیست؟
روان درمانی تحلیلی بر پایه روانكاوی بنا نهاده شده است. رفتارها، احساسات، افكار و به طور كلی تجربیات ما انسانها از منبعی خارج از آگاهی ما یا آنچه به آن توجه نداریم نشأت میگیرد. تدثیر روی این دنیای پنهان و نیمه هشیار توسط درد دل کردن با دوستان و آشنایان، شنیدن توصیههای آنان و یا خواندن کتابهای خودیاری میسر نمیشود. شخصیت امروز ما متأثر از شخصیت و خویشتنی است که از زمان کودکی در ارتباط با محیط اطرافمان شکل دادهایم. از زمان کودکی ما راههایی را برای ایجاد و نگهداری از ارتباط با پدر و مادر، خواهر و برادر، دوستان و همکلاسیها درونی کردهایم. این راه و روشها بر نگرش و طرز برخورد ما در زمان حال تأثیر بسزایی دارد که از بیشتر آنها به طور كاملاً هشیارانه آگاه نیستیم. با کمک درمانگر ما کم کم متوجه این تجربیات میشویم و در مییابیم که چه اتفاقی برای ما افتاده است. رابطه فرد با درمانگرش نقش مهمی در این نوع درمان ایفا میکند. درمانگر محیط خصوصی، امن و همدلانهای را فراهم میکند که در آن الگوهای ناخودآگاه دنیای درون اجازه آشکار شدن مییابند. این محیط همدلانه شرایطی را به وجود میآورد که الگوها و فقدانهای عاطفی دوباره زنده میشوند، ولی این بار در تعامل با درمانگری همدل و در یک محیط امن، فرد به تجربیات جدیدی از خود و از دیگری میرسد و الگوهای تجربی جدید پیدا میكند؛ تجربیات و تعبیرهای کارآمدی که مناسب یک انسان بزرگسال است نه الگوهای تکراری یک کودک آسیب پذیر، بیپناه، و یا با توانمندیهای روانی محدود. به این ترتیب، رواندرمانی تحلیلی میتواند بالقوه موجب ساختار سازیهای جدید در شخصیت و رشد عاطفی فرد میشود. البته باید به این نکته مهم نیز اشاره داشت که برقراری رابطه درمانی با درمانگر و بررسی دقیق و همدلانه عناصر هشیار و ناهشیار شخصیت فرد، نیازمند دقت و همکاری دو جانبه از سوی فرد و درمانگر است و به دلیل همین کار دقیق و عمیق، این درمان نسبت به دیگر روشهای درمانی، طولانی تر است. منبع:سایت انستیتو روانکاوی ======================================= کلمات کلیدی=روانکاوی-روانکاوی چیست؟-روانکاو در تهران-بهترین مرکز روانکاوی-روانکاو-روانکاوی در تهران-روانکاو در غرب تهران-روانکاوی در تهران-مطب روانکاوی در تهران-بهترین روانکاو در تهران-روانکاو خوب در تهران-روانکاو با تجربه-روانکاوی در تهران-کلینیک روانکاوی در تهران-روانکاو-روانکاو خوب کلمات کلیدی=روانکاوی-روانکاوی چیست؟-روانکاو در تهران-بهترین مرکز روانکاوی-روانکاو-روانکاوی در تهران-روانکاو در غرب تهران-روانکاوی در تهران-مطب روانکاوی در تهران-بهترین روانکاو در تهران-روانکاو خوب در تهران-روانکاو با تجربه-روانکاوی در تهران-کلینیک روانکاوی در تهران-روانکاو-روانکاو خوب=روانکاوی-روانکاوی چیست؟-روانکاو در تهران-بهترین مرکز روانکاوی-روانکاو-روانکاوی در تهران-روانکاو در غرب تهران-روانکاوی در تهران-مطب روانکاوی در تهران-بهترین روانکاو در تهران-روانکاو خوب در تهران-روانکاو با تجربه-روانکاوی در تهران-کلینیک روانکاوی در تهران-روانکاو-روانکاو خو ب روانکاوی-روانکاوی چیست؟-روانکاو در تهران-بهترین مرکز روانکاوی-روانکاو-روانکاوی در تهران-روانکاو در غرب تهران-روانکاوی در تهران-مطب روانکاوی در تهران-بهترین روانکاو در تهران-روانکاو خوب در تهران-روانکاو با تجربه-روانکاوی در تهران-کلینیک روانکاوی در تهران-روانکاو-روانکاو خوب
|
تبادل میدانهای انرژی و آگاهی در شرایط هیپنوتیزمدرمانی |
|
تاریخ هیپنوتیزمدرمانی و انرژیدرمانی در کشورهای غربی به حدود ۳۰۰ سال پیش و دوران ”دکتر آنتوان مسمر“ برمیگردد. در آغاز نتیجههای درمانی سریع و شگرفی که توسط ”مسمر“ پدید میآمد، به دخالت انرژیهای کیهانی با مغناطیس حیوانی ارتباط داده میشد ولی خیلی زود ”مسمر“ به این نتیجهگیری رسید که انرژی انسانی - نه مغناطیس حیوانی یا کیهانی - در تشریفاتی که به نوعی به هیپنوتیزمدرمانی اولیه یا مقدماتی نسبت داده میشود، دخالت دارد. |
| مبع:سایت ویستا |
|
آیا هیپنوتیزم میتواند نابغه بسازد ؟ |
|
منبع:سایتvista.ir |
تبلیغات 
دکتر وان پلت در فصل ۲۴ کتاب ( اسرار هیپنوتیزم ) می نویسد :
